نمیدونم از کجا شروع کنم قصه تلخ سادگیمو ...
نمیدونم چرا قسمت میکنم روزهای خومب زندگیمو...
چرا تو اول قصه همه دوستم میدارن...
وسط قصه میشه سر به سر من میزارن...
تا میخواد قصه تموم شه همه تنهام میزارن...
میتونم مثل همه دورنگ باشم دل نبازم ... میتونم مثل همه یه عشق بادی بسازم
تا با یه نیش زبون بترکه و خراب بشه ....... تا بیان جمش کنن حباب دل سراب بشه
میتونم بازی کنم با عشق و احساس کسی .... میتونم درست کنم ترس و دلواپسی
میتونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم ..... میتونم پشت دل ها قایم بشم کمین کنم
ولی با همه این حرفا باز منم مثل اونهام ... یه دروغگو میشم همیشه ورد زبونهام...
یه نفر پیدا بشه به من بگه چیکار کنم ... با چه تیری اونی که دوستش دارم و شکار کنم...
توی دنیا اصلا عشق واقعی وجود داره...

دلهاي پاک خطا نميکنند فقط سادگي
و امروز سادگي پاکترين خطاي دنياست ...!!

وای خدا چقدر زود میگذره...
۲ /۲ / ۸۸
۲۳ مین سالروز تولد من
شکرت خدا...

اما خدا بازم تنها... و بدون اون ..
کاش اون هم بهم تبریک میگفت... کاش
یعنی یادش رفته...؟
شماره آشنا نبود و جواب دادم گفتم بله..
- سلام...
- بفرمایین..
-کجایی؟
-شما...؟
...
ادامه مطلب
به همه اونهایی که این چند ماه اومدن و دیدن که اینجا تغییر زیادی نکرده ...
شاید چون... نمیدونم چی بگم اما هر چی که هست ...
خیلی ها خیلی حرفا زدن چه دوست چه دشمن چه غریبه و آشنا ...
مثلا...
| سه شنبه 23 مهر1387 ساعت: 13:14 | توسط:مسعود | ||||
| سلام تو منو نمی شناسی ولی من چند دفعه تو دانشگاه دیدمت وازبچه ها شنیدم که چند سال سر کاری منظورم اینه که عاشق شدی حالا هم وجدانی بگو طرف واقعی یا خیالی آخه می دونی من هم جنسام خوب می شناسم اهل این حرفها نیستند | |||||
یا مثلا...
ادامه مطلب
حرفام زياد نيست...
اما كم هم نيست ...كم نيست از غصه ....از قصه نا گفته ها
هميشه ... از يه جايي شروع ميشه ... همه چيز يه آغازي داره آغازي كه .......
تا هميشه به ياد موندنيه...
يه شروع يه تولد ...
يه جونه رو شاخه هاي خشكيده يه درخت كويري......
يه جرقه براي ساعت ها باريدن بارون...
يه لحظه ...يه لبخند ...يه نگاه...براي يه عشق...
خوب عشق شروع شد ... كجا جايي كه انتظارش رو هم نداري ...
علاقه اي بينهايت از قلبي كه تاب تحمل
همين احساسي رو كه فقط چند لحظه پيش آغاز شد رو هم نداره...
به اسم عشق... از يه نگاه...آره يه نگاه
براي يك عمر سوختن ... حسرت....و... عشق....
نگاه....نگاه....و سكوت....و سكوت....
و اين تلاطم چشماني كه در آن غرقي .....اين تلاطم نگاه...اين زيبايي چشمان..
و غرق در اين ......عشق
و......
تولده
همه میگن باید شاد بود اما ...
اما مهم نیست ....
من امروز ۲۲ ساله میشم...... و وبلاگ هم ۴ ساله ...
![]()
listen to it fall
and with every drop of rain
you know i love you more
let it rains all night long
let my love for you go strong
as long as we're together
who cares about the weather?
listen to the falling rain
listen to it fall


